بازم ایران از جام ملت ها حذف شد و باز هم تو ضربات پنالتی . چهار سال دیگه هم به اون حسرت 31 ساله اضافه شد . و فقط خدا میدونه کی این طلسم شکسته میشه . بعد از تموم شدن بازی هم وقتی می دیدم اون آقایون مثلا کارشناس که دو کلمه حرف زدن هم بلد نبودن میان میگن شانس نداشتیم و این صحبت های الکی دیگه حالم از اونی که بود بدتر و بدتر می شد ! یه حسی بهم می گفت که اگه بازی به پنالتی برسه ایران می بازه . همین طوری هم شد . ولی بازم به نظرم تیم ما تو کل بازی خوب و به قول مزدک با تعصب بازی کرد . همه ی این ها به کنار . اما من علت باخت تیم ایران رو یه چیز دیگه می دونم . همین الان هم بگم که من اصلا به خرافات و این جور چیزا اعتقادی ندارم ولی خوب می دونم علت باخت تیم ملی چی بود . یانگوم !!!!!!!! بله ، یانگوم . همون دختره ی کره ای لوس و به ظاهر معصوم و نجیب که با اون کارای مسخرش فقط می خواد حس ترحم دیگران رو نسبت به خودش جلب کنه و در آخر هم همه ( و البته 98 درصد ایرانی ها ) منتظرن که یه پایان خوش و رویایی در انتظارش باشه و خوشبخت بشه . مطمئنم اون ، تیم ما رو نفرین کرده بود تا ما تو این بازی ببازیم . آره ، با یه ورد مسخره ی کره ای و با اون چشمای مزخرف مضحک ! و من حالا به خودم افتخار می کنم که جزو اون 2 درصدی هستم که این سریال رو نگاه نمی کنم . و این که بازم خیلی امیدوارم که کره تو بازی بعدیش به شکل تراژیک به عراق ببازه . حالا شما بازم جمعه شب ها بی صبرانه منتظر پخش سریال " جواهری در قصر " باشید !
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/04/31ساعت 17:34 توسط •●× Åryán •●× |
همچون کسی که گوش به باران سپارد به من گوش سپار چنان که به باران ، نه به دقت ، نه به غفلت گام های سبک ، نم نم ریز آبی که هواست ، هوایی که زمان روز هنوز رهسپار شب هنوز فرا نرسیده است ، نقش بندی های مه در نبش خیابان ، نقش های زمان در نبش این درنگ ، به من گوش سپار چنان که به باران بدون گوش سپردن ، بشنو آنچه می گویم با چشمان گشوده بر درون ، در خواب هر پنج حواست بیدار باران ، گام های سبک ، نجواهای هجاها هوا و آب ، واژه های بی وزن : هر آنچه بودیم و هستیم روزان و سالیان ، این آن زمان بی وزن و غم سنگین ، به من گوش سپار چنان که به باران ، خیابان خیس درخشنده است مه بر می آید و دور می شود شب می شکوفد و به من می نگرد تو تویی و تنت مه آلود تو و سیمای شب زده ات تو و گیسویت ، آذرخش بی شتاب ، از خیابان می گذری ، از پیشانی ام به درون می آیی گام های آب فراسوی چشمانم ، به من گوش سپار چنان که به باران آسفالت در تلالو است ، تو از پهنای خیابان می گذری مه است و سرگشته در شب شب است و خفته در بسترت جوشش امواج است در نفس ات انگشتان آبگینت پیشانی ام را نمناک می کند انگشتان اخگرینت چشمانم را می سوزاند انگشتان هوا گونت پلک هامان را می گشاید ، فوران مکاشفات و رستاخیز ، به من گوش سپار چنان که به باران سال ها در گذرند ، لحظه ها باز می گردند ، صدای پایت را از اتاق مجاور می شنوی ؟ نه در اینجا نه آنجا ، می شنوی آن را در زمانی دیگر که حالاست ، گوش سپار به گام های زمان آفریننده ی جاهای بی وزن ، ناکجا گوش سپار به باران که در ایوان جاری ست شب اکنون شب تر است در باغ آذرخش در میان برگ ها لانه کرده باغ بی قرار و غوطه ور _ داخل شو سایه ات این صفحه را پوشانده است . . . . این شعر " اکتاویو پاز " رو به مناسبت بارون گذاشتم . آره دیگه بارون . الان چند روزه همین جوری داره بارون میاد . اونم تو دل تابستون ! ولی هوا خیلی باحال شده . یعنی خنک شده و بارونشم دوست داشتنیه . هوا فقط باید چند حبه سیر بخوری بعدش راحت بگیری چند ساعت بخوابی ! ( واقعا راست می گفت ولی من که شخصا از سیر متنفرم دوست داشتین امتحان کنید ! ) از تعطیلات تابستونی چه خبر ؟ روزها و شب های بلند و کش دار تابستون واسه من که خیلی لذت بخشه ! صبح تا 11- 12 تو رختخوابم مث این گربه : و وقتی بلند میشم دیگه به جای صبحانه Branch ( breakfastو lunch یه چیزی بین ) می خورم . خودم خیلی دوست دارم شیر موز کاکائوئه ! خیلی آسونه . شیر و شکر و موز و یه کم کاکائو رو بریزید تو مخلوط کن ( به جای کاکائو قهوه هم میشه استفاده کرد ) بعدش هم نوش جان کنید ! . 1- آقا اینم پست طولانی هی می گفتین کوتاه می نویسی ! p.s 2- اگه به مد و punk و Fashion و لباس های عجیب غریب علاقه مندید این سایت رو از دست ندید : فعلا .
به قول یکی از دوستان که می گفت تو این
حالا شما اگه

یه برانچ جالب که
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/27ساعت 19:14 توسط •●× Åryán •●× |
پرندگان آوازخوان دل شدگان ناقوس ها آه چه غم بزرگی که نمی توانید بخوانید آه ای کبوتران درویش بیدارخوابان خلسه ی غروب . . . . اولین شعر فدریکو گارسیا لورکا
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/04/18ساعت 19:35 توسط •●× Åryán •●× |
امروز 07 / 07 / 07 بود .
خیلی جالبه نه ؟! فعلا این پست کامنت دونی نداره تا پست بعدی که احتمالا طولانی تره ! p.s. make a wish now . everyone can do that ! Today is a special day GOOD LUCK ![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه 1386/04/16ساعت 19:25 توسط •●× Åryán •●×
این مدت دوری از وب من رفته بودم مسافرت مشهد ! در کل تجربه ی خوبی بود . ولی خداییش هیچ چیز جالب و به دردبخور واسه خرید و این جور چیزا پیدا نمیشد یا قیمت هاش با جاهای دیگه فرق نمی کرد و شاید گرون تر هم بود ! یکی از بهترین مزیت های شهرش این بود که شب ها حتی یه دونه پشه هم پیداش نمیشد و تو با خیال راحت می تونستی تا صبح بخوابی ! . . . 1- مدرسه 6 ساعت در روز یکشنبه و سه شنبه کلاس گذاشته. P.S حسابان و فیزیک اول و دوم وسوم . اوقات فراغت به خوبی داره سپری میشه . 2- خیلی ها هی میگن تو چرا همش با سال سومی ها می پری . . . خب مگه چیه . . . دوست دارم ، می تونم ، می پرم ! 3- این خواننده جدیده هست شبیه بنیامین می خونه شما نمی دونین اسمش چیه ؟ خیلی باحال می خونه . صداش حرف نداره : تو . . . می دونی . . . هیشکی جز من نرسید به دادت توی بی کسیا . . . نگو نه نگو دل نگرونت نبودم توی دلواپسیا . . . نمی خواد که بگی . . . دیگه حرفات باور این دل ساده ی من نمیشه . . . می دونم . . . آره خوب می دونم . . . تو هم اینو بدون که دلت مرده تو دلم دیگه دیگه واسه همیشه . . . هه هه هه

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/04/12ساعت 23:21 توسط •●× Åryán •●× |