این مدت که همه جای شهر بحث انتخابات بود . همه ی مغازه ها هم که به ستاد های انتخاباتی تبدیل شده بودند . تو ستاد ها واقعا چه ترانه های قشنگی پخش میشد . خوشم میومد . یه تیکش این جوری بود : عاشقت شدم یار مهربون من دوست دارم پیش من بمون دیگه ادامشو بلد نیستم ! کلا مضمون جالبی داشت . جمعه تا ساعت یک ربع به 2 خوابیدم . چه حالی داد ! الان می فهمم صبح یه روز سرد پاییزی هیچ چیز مثل خوابیدن زیر یه پتوی گرم و نرم به آدم نمی چسبه ! بعد از ظهر ساعت 5 قرار گذاشتیم با دو تا از دوستام ، خشایار و آرشام ، که با هم بریم رای بدیم ! من و خشایار اولین بار بود رای می دادیم و آرشام هم دومین بار . خیلی خوشحال بودیم . سه تا الکی خوش واقعی ! این جا اینقدر بارون بود که کل شهر رو آب گرفته بود و بارون به طرز وحشتناکی می بارید . ساعت 10 دقیقه به 6 شد . بالاخره رفتیم . دو سه قدم بیش تر نرفته بودیم که تو کفش هممون چندین لیتر آب رفت ! ادامه دادیم . اول رفتیم مسجد . زیاد شلوغ نبود . فقط یه آقاهه واستاده بود اونجا ( کماندو بود ! اومد جلو با صدای لطیف خشنی ( آرایه ی پارادوکس ! ) بهمون گفت شما می خواید رای بدید !؟ دوباره بر می گردیم ! خلاصه این جا هم نشد . من پیشنهاد کردم بریم درمونگاه نزدیک خونه مون که اونجا هم میشد رای داد . قبول کردن و به دوستام گفتم که 10 دقیقه بیش تر طول نمیکشه ! ( نیم ساعت رو شاخش بود ! بارون موندیم و خیس آب شدیم . 20 دقیقه ای هم تو صف بودیم و بالاخره در ساعت 7:15 موفق شدیم رای هامون رو تو صندوق بندازیم ! واقعا من الان به خودم افتخار می کنم . در راه پیشرفت و ترقی کشور این همه مشقت کشیدن و فداکاری شایسته ی تقدیر فراوان است ! و این عکس هم هیچ ربطی به انتخابات نداره ولی کلا خیلی جالبه . ببینید :
یه آهنگ بود همیشه من ازش![]()
![]()
![]()
تا بابای آرشام شناسنامش رو که خونه بود واسش آورد
با همون وضع اسف بار به راه رفتن
) . هی ما رو نگاه می کرد بعد
ما دیگه دیدیم داره بد نگاه می کنه گفتیم میریم بعد![]()
) . به راه رفتن ادامه دادیم و کلی تو![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه 1385/09/25ساعت 16:54 توسط •●× Åryán •●× |
خانم ها و آقایان ! امروز برای ما روز بزرگی است ! ما این روز را گرامی می داریم و پیروزمندانه جشن می گیریم ! امروز وبلاگ من یکساله شد ! ( همه یه دست یه هورا !!!!! یک سال پیش در چنین روزی بود که من هم به دنیای ویلاگ نویسی پیوستم . ( صدای دستا نمیاد !؟ از همان بدو تولد وبلاگ ، آن را همچون کودکی نوپا ، پر و بال داده و به کمال رساندم ! و اینک سر افرازانه و با همتی بلند آن را به سوی قله های پیشرفت و ترقی پیش می برم ! ( حالا دوباره صدای دست ! آها آ ماشااااااااالله کمه کمه !!! یاد آور می گردد که مجلسی با شکوه بدین منظور در یه جایی از ساعت فلان تا فلان برگزار می گردد ! _ از آوردن دوربین فیلم برداری خودداری نمایید . _ به همراه داشتن کارت الزامی می باشد . 
![]()
![]()
)![]()
)![]()
)![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/13ساعت 11:43 توسط •●× Åryán •●× |
![]()
_ آبان هم تموم شد . هوا که این جا خیلی سرد شده و همش داره بارون میاد !
تا دلتون بخواد بارون میاد . چقدر دلم واسه برف تنگ شده ! البته خیلی بعید به
نظر می رسه امسال هم برف بیاد چون هر هشتصد سال یک بار این جا دو سانتی متر برف میاد !
_ دوشنبه چقدر خندیدیم سر زنگ پرورشی ! سر هیچ درسی به اندازه ی
این زنگ پرورشی کیف نمیده . چون تو این زنگ می تونیم بلند بلند با هم حرف
بزنیم ادای انواع و اقسام معلم ها رو در بیاریم و صدای حیوانات خانگی مانندگربه و سایر حیوانات محترم رو دربیاریم .
این هفته هم دست به یه ابتکار جدید
زدیم . هر وقت معلم داشت رو وایت برد می نوشت از میز اول موج مکزیکی
می رفتیم . چه حالی داد ! ![]()
راستی من نمی دونم چرا همه تو کلاس بهم میگن خرخون چون من کلا
شاید نیم ساعت تو روز درس بخونم !

_
چند هفته پیش هم یه کتاب خریدم به اسم « طالع بینی چینی ! »خیلی جالب بود . البته همون طور که خود کتاب هم گفته اگه به طالع بینی
و این جور چیزا اعتقادی ندارین ( مثل خودم ! ) فقط به عنوان یه بازی و سرگرمی
به این موضوع نگاه کنید . خب حالا یه قسمت از کتاب :
اول شما باید ببینید تو چه سالی به دنیا اومدین بعدش طبق این اعداد که هر عدد
سال تولد افراد رو معلوم می کنه ببینید که تو سال کدوم حیوون به دنیا اومدین :
سال موش
1375 - 1363 - 1351 - 1339 - 1327 - 1315 - 1303 - 1291 - 1279سال گاو
1376- 1364 - 1352 - 1340 - 1328 - 1316 - 1304 - 1292 - 1280سال ببر
1377- 1365 - 1353 - 1341 - 1329 - 1317 - 1305 - 1293 - 1281سال گربه
1378 - 1366 - 1354 - 1342 - 1330 - 1318 - 1306 - 1294 - 1282سال اژدها
1379 - 1367 - 1355 - 1343 - 1331 - 1319 - 1307 - 1295 - 1283سال مار
1380 - 1368 - 1356 - 1344 - 1332 - 1320 - 1308 - 1296 - 1284سال اسب
1381 - 1369 - 1357 - * 1345 - 1333 - 1321 - 1309 - 1297 - * 1285سال بز
1382 - 1370 - 1358 - 1346 - 1334 - 1322 - 1310 - 1298 - 1286سال میمون
1383 - 1371 - 1359 - 1347 - 1335 - 1323 - 1311 - 1299 - 1287سال خروس
1384 - 1372 - 1360 - 1348 - 1336 - 1324 - 1312 - 1300 - 1288 * سال اسب آتش خب مثلا امسال که سال سگه ( 1385 ) این پیشنهاد ها واسه متولدین هر ماه شده :برای موش :
اگر کم تر به مسائل عاشقانه بپردازد و بیش تر فکر خود را متوجه کارشکند ، سال خوبی پیش رو خواهد داشت .
برای گاو :
خیر ، او اصلا راضی نیست . آینده را تیره و تار می بیند ،اکنون اوضاع نابسامان است .
برای ببر :
او نگران و مضطرب اما بسیار فعال است . وظایف مهمی پیش رو داردو می توان به او اعتماد کرد .
برای گربه :
گربه نیز نگران و مضطرب است . او اقدامات احتیاطی را انجام می دهدو شاید در زمینه ی سیاست فعالیت داشته باشد ، اما شرط و شروطی دارد .
برای اژدها : او می تواند دست به هر کاری بزند . او همواره آماده عمل ، ماهر ،
بلندنظر ، کامل و بی عیب و نقص است . اما او یک اژدهاست .
برای مار :
برای او نیز امسال ، سالی نا آرام است . به هیچ چیز و هیچ کساعتماد نمی کند حتی به احساس خود . او دوست دارد تغییر کند اما برای این
کار بیش از حد تنبل است .
برای اسب :
اسب همیشه به خودش فکر می کند . او سخت کار می کند ؛اما برای منافع خودش .
برای بز :
سال بدی در پیش است . همه چنان سرگرم کار خویش اند که اورا از یاد می برند . . . بز احساس تنهایی و بی کسی می کند .
برای میمون :
او زرنگ تر از آن است که نگرانی های جدی داشته باشد . اوبه امید روزهای بهتری است ؛ و این که دوباره پولدار شود .
برای خروس :
زمان خودنمایی او به سر رسیده است . دل شکسته است ونگرانی های مالی زیادی دارد .
برای سگ :
موفقیت سگ را زیاد خوشحال نمی کند . او می داند که اینموفقیت را بر اثر کار و تلاش به دست آورده است . او به بابانوئل ( جایزه و
پاداش ) اعتقادی ندارد .
برای خوک :
اوضاع مالی خوک خوب است و جای شکایت نیست .روی هم رفته امسال سال آرامی است . خوک کارهای سگ را تایید
می کند اما خودش در آن ها شرکت نمی کند .
امیدوارم این چهار ماه باقی مونده از سال 85 واسه هممون همراه
با موفقیت و خوبی و شادی باشه ! ![]()
و خو
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/01ساعت 19:23 توسط •●× Åryán •●× |