تبليغاتX
پسر کهکشانی

پسر کهکشانی

توی تنهایـِی هام فقط به تو فک می کنم ...

 

بزرگ ترین اشتباهی که در زندگی انجام دادم این بود که به یک

 

پروانه کمک کردم که از پیله اش بیرون بیاد ، پروانه تلاش می کرد

 

و من با شکستن پیله به او کمک کردم . پروانه بیرون آمد اما چند

 

دقیقه بعد مرد . نمی دانستم که این دخالت من ، یک روند طبیعی را

 

بر هم می زند .

 

« نیکوس کازانتراکیس »

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/01/30ساعت 11:14 توسط •●× Åryán •●× |


کارت های اینترنت می روند و می آیند

 

و من با کامپیوتر وارد دنیای مجازی

 

اینترنت می شوم .

 

روزها پشت سرهم  می روند و می آیند

 

و من

 

با این دل مشغولی ها

 

به زندگی ادامه می دهم !!!

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/01/27ساعت 19:44 توسط •●× Åryán •●× |


سلام .

 

بیست و ششم فروردین روز تولد منه ،

 

امروز به من که خیلی خوش گذشت .

 

خیلی دوست داشتم شما هم تو جشن

 

کوچک من حضور داشتید . ولی مهم

 

نیست کیک تولد برای شما کنار گذاشتم .

 

نوش جان !

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/01/26ساعت 21:11 توسط •●× Åryán •●× |


 

از کسانی که با شما مخالف اند ، نترسید ، از کسانی بترسید که با شما

 

به ظاهر موافق اند ، ولی آن قدر جرات ندارند که مخالفت خود را

 

آشکارا به شما بگویند .

 

« ناپلئون »

 

+ نوشته شده در جمعه 1385/01/18ساعت 17:40 توسط •●× Åryán •●× |


 

برخی می گویند عشق چون رودخانه ای است که نی های نازک را در خود غرق می کند .

 

برخی می گویند هم چون تیغی است که جانت را زخم می زند .

 

عده ای می گویند چون گرسنگی نیازی دردناک و بی پایان است .

 

اما من عقیده دارم که عشق گل سرخی است که بذرش در درون تو نهان شده است .

 

قلبی که از شکسته شدن می هراسد هرگز به نوای عشق به رقص در نخواهد آمد .

 

رویایی که از بیداری می هراسد هرگز فرصت به وجود آمدن نخواهد داشت .

 

هر آن کس که پروای رها شدن در سودای عشق را ندارد هرگز آن را به کسی

 

ارزانی نخواهد کرد .

 

و جانی که از مرگ در هراس باشد هرگز چگونه زیستن را نخواهد آموخت .

 

در شب های تنهایی و جاده های طولانی و بی انتهای زندگی آن گاه که می اندیشی

 

عشق تنها سهم انسان های خوشبخت و قدرتمند است .

 

تنها به یاد آر که در زمستان سرد در زیر برف های تلخ و منجمد دانه ای نهفته که

 

گرمای عشق خورشید در بهاران آن را به گل سرخی مبدل خواهد ساخت .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/01/14ساعت 18:10 توسط •●× Åryán •●× |


برنده

در وجود یک آدم بد

خوبی ها را می جوید

و روی همین قسمت کار می کند .

بازنده

در وجود یک انسان خوب

بدی ها را می جوید

از این رو ، به سختی می تواند

با دیگران همکاری کند .

برنده

پس از بیان نکته ی اصلی مورد نظرش

لب از سخن فرو می بندد .

بازنده

آن قدر به صحبت

ادامه می دهد که

نکته ی اصلی را

فراموش می کند .

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/01/08ساعت 14:31 توسط •●× Åryán •●× |


منزلي در دوردستي هست بي شك هر مسافر را
اين چنين دانسته بودم ، وين چنين دانم
ليك
اي ندانم چون و چند ! اي دور
تو بسا كاراسته باشي به آييني كه دلخواه ست
دانم اين كه بايدم سوي تو آمد ، ليك
كاش اين را نيز مي دانستم ، اي نشناخته منزل
كه از اين بيغوله تا آنجا كدامين راه
يا كدام است آن كه بيراه ست
 اي برايم ، نه برايم ساخته منزل
نيز مي دانستم اين را ، كاش
 كه به سوي تو چها مي بايدم آورد
 دانم اي دور عزيز !‌ اين نيك مي داني
 من پياده ي ناتوان تو دور و ديگر وقت بيگاه ست
 كاش مي دانستم اين را نيز
كه براي من تو در آنجا چها داري
 گاه كز شور و طرب خاطر شود سرشار
مي توانم ديد
از حريفان نازنيني كه تواند جام زد بر جام
تا از آن شادي به او سهمي توان بخشيد ؟
 شب كه مي آيد چراغي هست ؟
 من نمي گويم بهاران ، شاخه اي گل در يكي گلدان
 يا چو ابر اندهان باريد ، دل شد تيره و لبريز
 ز آشنايي غمگسار آنجا سراغي هست ؟

مهدی اخوان ثالث

+ نوشته شده در جمعه 1385/01/04ساعت 14:50 توسط •●× Åryán •●× |


تاریخ نوروز و تحولات کمی و کیفی آن :

تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید.
این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد.
در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده.
با هجوم قوم عرب و نفوذ فرهنگ اسلامی و تطبیق فرهنگ ایران ِ زرتشتی با اسلام ، برداشتهای اسلامی از سنتهای ایرانی از جمله نوروز صورت گرفت. از آنجمله از زبان و قلم اندیشمندان اسلامی رفت که : خداوند حضرت آدم را در اول فروردین آفرید و پیامبر گرامی اسلام ، حضرت علی (ع) را در این روز در دشت غدیرخم به امامت و ولایت معرفی کرد و ...
به این ترتیب نوروز و صدها سنت اصیل ایرانی به مدد فرهنگ تطبیقی و التقاطی  خاص ایران به سنتهای اسلامی وارد شد.
در طی سالیان پر فراز و نشیب ِ تاریخ ایران کوششهایی یا از روی دشمنی یا نادانی و یا درد دین (!) برای کمرنگ کردن و بی اهمیت جلوه دادن نوروز صورت گرفت. بنابر نمونه ، امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که : (( ایرانیان ، جشن ِ نوروز و سده را نگیرند! چراغانی نکنند! لباس ِ نپوشند! حتی عزاداری کنند تا مجوس از بین برود!! ))
اما انگار این افکار منور و انقلابی (!) کمی زیادی انقلابی بود ، چون هیچ گاه اجرا نشد!
و امروزه نیز اگرچه از تشریفات بسیار و تنوعات قومی ِ نوروز کاسته شده اما بنظر می آید جشن مبارک نوروز را دیگر کسی نمی تواند از ایران جدا کند. حتی اگر افراد و مسئولانی نادان ، احمقانه عنصر هویت ملی را مقابل ِ هویت مذهبی ایرانیان قرار دهند و ملیت را خطری برای دیانت ِ نیم بند!!
اسطوره ها ، رسوم و فلسفه ی آنها :
نیاز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات ِ گذشته و شروع ِ یک زندگی ِ نو در وجود آیین زرتشت و ایران ِ باستان بصورت اعتقاد به یک نقطه عطف خاص یعنی آفرینش متمرکز شده است.
طبیعت پس از گذران ِ دوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. ( در اسلام و همچنین عرفان ِ اسلامی موضوع خلق مدام ، منطبق با این عقاید ایران باستان است ) انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِ الهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.
ماه فروردین را ماه ِ فَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند. و آن عید اموات است. درین ماه بدلیل رستاخیز ( نو شدن ِ موقت دنیا ) پرده ی میان زنده گان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِ نیک ِ درگذشتگان به ملاقات ِ زندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی ، نیز از همین اعتقاد نشات می گیرد. ارواح ِ نیک بصورت افرادی که رویشان پوشیده ست به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای رضایت خاطر و هدایتِ فرورها ست.
در روز ابتدای فروردین ، که بنام ِ پاک و برکت دهنده ی اهورامزدا( خدای پاک ) مزین شده است ، خورشید وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفریده می شود.
ایرانیا قدیم برای استقبال از سبزی ِ بهاران ، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِ خشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. ( 12 ستون ، اشاره به اعتقاد ِ کهن ِ قرار گرفتن ِ جهان بر روی 12 ستون )
ششمین روز ِ فروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان زرتشتی ، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز ِ بزرگ معروف است. (( آورده اند که در بامداد ِ آن روز به کوه ِ بوشنج شخص ِ خاموشی که دسته ای از گیاهان ِ خوشبو در دست دارد ساعتی نمایان است ، سپس پنهان می شود و تا سال ِ دیگر در همین هنگام دیگر نمایان نمی گردد.
و نیز :
در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و دلیل ِ آن همان خود شستن و پاکیزگی ست.
پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوبهای خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه می دارند.
خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِ سین شروع شده باشد می گذارند ( هفت سین ). مانند :
سبزه : نمودار ِ گلهای زیبا و زینتی ، سرسبزی و خرمی . سیب : میوه ای بهشتی و نماد ِ زایش . سمنو : از جوانه ی گندم ، نمود رویش و برکت . سنجد : بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِ عشق و دلباختگی ست. و ...
آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِ نور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین هست که نماد ِ نطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِ ایران ، جهان ، تخم مرغی شکل است ، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِ زنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست.
... و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِ ایران عزیزمان پراکنده ست . در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین ، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود.
و اما ، حکایت نوروز نه حکایت ِ چسبیدن ِ متعصبانه به سنتها و نه پان ایرانیست شدن است بلکه فراگیری و عمل به فلسفه ی نو کردن ِ افکار و دلهایمان است و چه چیزی بهتر از آن که تمام اشتباهات گذشته را به خداوند همواره بخشنده بسپاریم و با روحی آزاد و آزاده ( زندگی ) کنیم .

منبع : www.nourooz.com

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/01/01ساعت 19:41 توسط •●× Åryán •●× |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

Dear O Dear , ur not near

but i can hear

dont get fear

Ur memories r here

liv wid cheer

no more tear

and ur mine forever


Home
E- Mail


F®ĭèŊÐs

our emo world
☠CONVERSE ALLSTAR☠
... عشق بی انتها ...
دختر متولد زمستون
بـــی گاه
مصائب دوشیزه
رویای زیبای من
× هدیه خدا ×
$$$---Emo Buity---$$$
♥ allstar ♥
وسوسه های آینه
پاستیل نوشته های اون جانب
♥ EMO KIDS GROUP ♥
چند قدم نزدیک تر به خدا
... دور از خانه
دل نوشته های من
Obscure
دوستانه
Be happy
دست خط من
فرشته کوچولو
چشم های خسته من
دختر تنها
پرچین راز
آرزوهای محال
دویدن به هیچ کجا
بهار را باور کن
M ویتامین
ما از نسل بارونیم
! انگلیسی یعنی این
بر و بچز دانشوران
مقالات و نقد داوری فوتبال
آبای انزلی چی
حتی اگر نا امید شدی لبخند بزن
Emo is best
آرشیو پیوندها


ÅЯÇhĭvΞ

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin